stick to one's last

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stɪk tə wʌnz læst/
phrase (عبارت)dated

عبارت — به کار خود پرداختن

به کار خود پرداختناز حوزهٔ خود فراتر نرفتن

بیرون از حوزهٔ مهارت و تجربهٔ خود نظر ندادن.

To avoid giving opinions outside one's own area of skill or experience.

«آن بازیگر باید در حوزهٔ خودش بماند و دربارهٔ علم نظر ندهد.»

The actor should stick to his last and leave science alone.

«او به منتقد گفت در کار خودش بماند.»

She told the critic to stick to his last.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000