stood up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stʊd ʌp/
standto be in an upright position on the feet-edpast tense markerupindicates a change to an upright position
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بلند شدن

بلند شدنپا شدن

از حالت نشسته یا درازکش به حالت ایستاده بلند شدن

To rise from a sitting or lying position to an upright position

«او برای استقبال از مهمانانش بلند شد.»

She stood up to greet her guests.

«لطفاً وقتی معلم وارد اتاق می‌شود، بلند شوید.»

Please stand up when the teacher enters the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
riseبلند شدن

رسمی. وقتی به بلند شدن فیزیکی اشاره دارد، مخصوصاً از تخت یا صندلی قابل جایگزینی است.

Formal. Can replace 'stand up' when referring to getting up physically, typically from bed or a chair. For example, 'She rose from her seat' works instead of 'stood up'.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — لق نگه داشتن

لق نگه داشتنقرار نرفتنقرار را پوچ گذاشتن

نرسیدن به قرار ملاقات، معمولاً قرار عاشقانه، به‌طوری که طرف مقابل منتظر بماند و نیاید

To fail to meet someone for a planned appointment, especially a date, by not showing up

«او در شام سالگرد ما نیامد و مرا لق گذاشت.»

He stood me up on our anniversary dinner.

«دوباره من را لق نگه ندار؛ روی تو حساب کرده‌ام.»

Don't stand me up again; I'm counting on you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ditchبی‌خیال شدن

غیررسمی/خیابانی. در بافت‌های محاوره‌ای وقتی کسی عمداً از قرار فرار می‌کند قابل تعویض است.

Informal/slang. Interchangeable in casual contexts when someone avoids a meeting deliberately. For example, 'He ditched her last night' means the same as 'he stood her up'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000