strike up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/straɪk ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سر صحبت را باز کردن

سر صحبت را باز کردندوستی را آغاز کردن

گفت‌وگو یا دوستی‌ای را، معمولاً به‌طور دوستانه، شروع کردن.

To begin a conversation or friendship, usually in a friendly way.

«او با همسایه‌اش سر صحبت را باز کرد.»

She struck up a conversation with her neighbor.

«آن‌ها در دانشگاه با هم دوست شدند.»

They struck up a friendship at college.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — شروع به نواختن کردن

شروع به نواختن کردنآغاز به خواندن کردن

شروع به نواختن یا خواندن موسیقی کردن.

To begin playing or singing music.

«گروه موسیقی نغمه‌ای شاد نواخت.»

The band struck up a lively tune.

«کسی شروع به نواختن سرود ملی کرد.»

Someone struck up the national anthem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000