stultify

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stul·ti·fy/ˈstʌl.tɪ.faɪ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): stultifiedpast participle (مفعولی): stultified-ing (حال): stultifying3rd (سوم): stultifies

فعل — احمق کردن

احمق کردنکند کردن

باعث شدن که کسی یا چیزی احمق یا بی‌اثر به نظر برسد.

To cause someone or something to appear foolish or ineffective.

«قوانین سخت می‌توانند خلاقیت را کند کنند.»

Strict rules can stultify creativity.

«سخنان غیرمحتاطانه‌اش باعث شد اعتبارش پایین بیاید.»

His careless comments stultified his reputation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hamperمانع شدن

متداول. بر مانع شدن تمرکز دارد، همیشه به معنی احمق کردن نیست اما در برخی موارد قابل تعویض است.

Common. Focuses on obstruction; not always about making foolish, but can be interchangeable in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000