successive

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

suc·ces·sive/səkˈsɛsɪv/
successachievement or favorable outcome-ivehaving the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more successivesuperlative (عالی): most successive

صفت — پیاپی

پیاپیمتوالیپی‌درپی

که پشت سر هم و بدون وقفه اتفاق می‌افتد.

Following one after another in order without interruption.

«او سه سال متوالی قهرمان شد.»

She won the championship for three successive years.

«تیم در دو بازی پیاپی گل زد.»

The team scored in two successive games.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consecutiveپیاپی

رسمی/متداول. وقتی ترتیب و پشت سر هم بودن مدنظر باشد می‌تواند جایگزین شود.

Formal/common. Can replace 'successive' when emphasizing order in lists or events, e.g. 'three consecutive days'.

sequentialبه ترتیب

رسمی/فنی. بیشتر در باره رویدادها یا مواردی با ترتیب مشخص به کار می‌رود.

Formal/technical. Used mainly for events/items in a specific sequence; less common in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000