sugary

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sug·ar·y/ˈʃʊɡəri/
sugarsweet crystalline substance-yfull of / characterized by / resembling
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sugarysuperlative (عالی): most sugary

صفت — شیرین

شیرینشکر دارپر شکر

حاوی مقدار زیادی شکر یا طعم شیرین شبیه شکر داشتن.

Containing a lot of sugar or tasting like sugar; sweet.

«نوشیدنی شیرین، تشنگی او را برطرف کرد.»

The sugary drink quenched her thirst.

«بچه‌ها اغلب غلات صبحانه پرشکر را دوست دارند.»

Kids often love sugary cereals for breakfast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sweetشیرین (مزه دار شده با شکر یا به طور طبیعی شیرین باشد، یا حس دلپذیر ایجاد کند.)، خوشایند، مطبوع، دوست داشتنی، شیرین (صدا، موسیقی و...)، لذیذ (غذا). در فارسی نیز همچون انگلیسیSweet بسیار وسیع تر و پر معنی تر از sugary است، sweet علاوه بر مزه شیرین، به معنای خوشایند، خوب، دلنشین، نرم و ملایم (صدا، رایحه و...)، دلپذیر (آب و هوا)، دوست داشتنی، (شخص) مهربان، شیرین (کودک) و همچنین دسر و شیرینیجات و غیره به کار می‌رود. اما sugary فقط به مزه شیرینی که از شکر زیاد می آید یا بوی شکر و یا به شیرینی تصنعی اشاره می کند. sweet می تواند هر طعم دلپذیر و غیرترش باشد. و به معنای احساسی یا خوشایند نیز به کار می‌رود. اما sugary فقط به شیرینی شکر اشاره می کند و یا شیرینی بیش از حد تصنعی و گاهی منفی. «این کیک شیرین است» (This cake is sweet) درست است، «این چای شیرین است» (This tea is sweet) نیز درست است. «این کیک شکر دار است» (This cake is sugary) هم درست است، اما «این چای شکر دار است» (This tea is sugary) ممکن است به معنای شکر زیاد باشد و حتی منفی تلقی شود (مثلا خیلی شیرین است). sweet به عنوان اسم به معنی دسر و شیرینی به کار می رود. (I love eating sweets) من عاشق شیرینی خوردن هستم. اما sugary به عنوان اسم به کار نمی‌رود. sweet همچنین برای صدا، بو و یا به معنی مهربان و دوست داشتنی به کار می رود (a sweet child) یک کودک دوست داشتنی، یک کودک شیرین، (a sweet smell) یک بوی خوشایند و شیرین. اما sugary فقط برای مزه و یا مصنوعی بودن بیش از حد است و معنی منفی و نچسب دارد.
cloyingدل‌آزار، تهوع‌آور از فرط شیرینی یا احساساتی بودن بیش از حد، لَوَندی‌نما، دل‌نشین‌نما، ناخوشایند (به خاطر شیرینی زیاد یا تصنعی بودن). رسمی/ادبی. چیزی که بیش از حد شیرین یا احساسی است تا حدی که دل‌آزار یا ناخوشایند می‌شود. در بافت‌های مثبت قابل تعویض نیست. «نوشیدنی شکر دار بعد از چند جرعه دل‌آزار شد» درست است، «طعم شکر دار دل‌آزار بود» درست است، اما «نوشیدنی دل‌آزار خوشمزه بود» درست نیست.
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sugarysuperlative (عالی): most sugary

صفت — احساساتی بیش از حد

احساساتی بیش از حدتصنعی شیرینچاپلوسانه

بیش از حد احساساتی، شیرین یا چاپلوسانه به شیوه‌ای تصنعی.

Excessively sweet, sentimental, or ingratiating, often in an artificial way.

«فیلم پایان شیرینی داشت که غیرواقعی به نظر می‌رسید.»

The movie had a sugary ending that felt unrealistic.

«تعریف‌های چاپلوسانه او واقعی به نظر نمی‌رسید.»

Her sugary compliments didn't seem genuine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sentimentalاحساساتی، عاطفی، عاطفه‌برانگیز، حسی. معمول. به احساسات لطیف، غم یا نوستالژی بیش از حد اشاره دارد، اغلب به شکلی دلپذیر. در حالی که 'sugary' به مصنوعی بودن منفی دلالت دارد، 'sentimental' می‌تواند خنثی یا حتی مثبت باشد. «یک فیلم احساسی» خوب است، اما «یک فیلم شکر دار» به معنای بد بودن آن است.
maudlinگریه‌آور، خودترحم‌گرایانه، احساساتی‌شده (اغلب از مستی). رسمی/ادبی. به شکل خودآزارانه یا با گریه احساساتی، اغلب به دلیل مستی. قوی‌تر و منفی‌تر از 'sugary' است. «سخنرانی احساساتی او همه را ناراحت کرد» درست است، اما «سخنرانی شیرین او همه را ناراحت کرد» اگر به شیرینی مصنوعی اشاره نداشته باشد، دقت کمتری دارد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000