suppliant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sup·pli·ant/ˈsʌplɪənt/
adjective (صفت)formal

صفت — متوسل

متوسلخواهش‌گر

با تواضع تقاضا کردن یا خواهش کردن.

Humbly begging or pleading

«متوسل پیش شاه زانو زد تا طلب بخشش کند.»

The suppliant knelt before the king to ask for mercy.

«لحن خواهش‌گرانه‌اش او را متقاعد کرد کمک کند.»

Her suppliant tone convinced him to help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pleadingالتماس‌کننده

رسمی. تأکید بر درخواست صمیمانه دارد.

Formal. Emphasizes asking earnestly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000