بازگشت

supposed

sup·posed/səˈpoʊzd/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
قرار استبایدمقرر شده

انتظار می‌رود یا قصد شده است که کاری را انجام دهد یا چیزی باشد، اغلب با اشاره به برآورده نشدن انتظار.

Expected or intended to do or be something, often with a hint of expectation not being met.

«شما قرار است تا ساعت ۸ صبح اینجا باشید.»

You are supposed to be here by 8 AM.

«این قرار بود یک راز باشد.»

It was supposed to be a secret.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expectedانتظار می‌رود. روزمره. بیان مستقیم انتظار. مثلاً:
متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
مفروضفرض شدهگمان می‌رود

به طور کلی باور یا فرض شده که درست است، اغلب بدون دلیل محکم.

Generally believed or assumed to be true, often without firm evidence.

«رهبر مفروض هرگز دیده نشد.»

The supposed leader was never seen.

«بیماری فرض شده‌اش او را در خانه نگه داشت.»

His supposed illness kept him home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presumedفرض شده. رسمی. نشان‌دهنده فرضی معقول بر اساس حقایق موجود. مثلاً:
rumoredشایعه شده. روزمره. به معنای اطلاعاتی که به طور غیررسمی و اغلب بدون تأیید پخش می‌شود. مثلاً:
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000