بازگشت
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
قرار استبایدمقرر شده
انتظار میرود یا قصد شده است که کاری را انجام دهد یا چیزی باشد، اغلب با اشاره به برآورده نشدن انتظار.
Expected or intended to do or be something, often with a hint of expectation not being met.
«شما قرار است تا ساعت ۸ صبح اینجا باشید.»
“You are supposed to be here by 8 AM.”
«این قرار بود یک راز باشد.»
“It was supposed to be a secret.”
تفاوت با واژههای مشابه
expected— انتظار میرود. روزمره. بیان مستقیم انتظار. مثلاً:
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
مفروضفرض شدهگمان میرود
به طور کلی باور یا فرض شده که درست است، اغلب بدون دلیل محکم.
Generally believed or assumed to be true, often without firm evidence.
«رهبر مفروض هرگز دیده نشد.»
“The supposed leader was never seen.”
«بیماری فرض شدهاش او را در خانه نگه داشت.»
“His supposed illness kept him home.”