thud

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θʌd/
1noun (اسم)commonplural (جمع): thuds

اسم — صدای کوبیدن

صدای کوبیدنضربه سنگین

صدای کسل‌کننده و سنگینی که وقتی چیزی محکم به سطحی برخورد می‌کند ایجاد می‌شود.

A dull, heavy sound made when something hits a surface strongly.

«وقتی جعبه افتاد صدای کوبیدن شنیدم.»

I heard a thud as the box fell.

«کتاب با صدای خفیف کوبیدن روی زمین نشست.»

The book landed with a soft thud.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bangانفجار، صدای بلند

روزمره. معمولاً به صدای ناگهانی و بلند اشاره دارد؛ می‌تواند جایگزین thud شود وقتی صدا بلند و تیز است اما وقتی صدای کسل و گرفته باشد خیر؛ مثلاً bang on the door مناسب است اما thud on the door خیر.

Everyday. Generally refers to a sudden loud noise; can replace 'thud' when the sound is loud and sharp but not when it is dull and muffled. For example, 'bang on the door' works well, but 'thud on the door' does not.

dropافتادن، رها کردن

روزمره. به عمل رهاکردن چیزی اشاره دارد نه صدا؛ نمی‌تواند جایگزین thud شود چون روی عمل نه صدا تمرکز دارد.

Everyday. Refers to the act of letting something fall rather than the sound it makes; cannot replace 'thud' as it focuses on action not sound.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): thuddedpast participle (مفعولی): thudded-ing (حال): thudding3rd (سوم): thudds

فعل — کوبیدن

کوبیدنضربه زدن سخت

ایجاد صدای کسل‌کننده و سنگین به‌وسیله کوبیدن محکم به چیزی.

To make a dull, heavy sound by hitting something hard.

«کتاب سنگین با صدای کوبیدن به زمین افتاد.»

The heavy book thudded onto the floor.

«او با عصبانیت مشت خود را روی میز کوبید.»

He thudded his fist on the table in anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hitزدن

روزمره. فعل کلی برای تماس؛ می‌تواند جایگزین thud شود وقتی روی عمل زدن تمرکز است نه کیفیت صدا، مثلاً He hit the door درست است اما He thudded the door غلط.

Everyday. General verb for contact; can replace 'thud' when emphasizing the act of hitting but not the sound quality, e.g. 'He hit the door' works but 'He thudded the door' doesn't.

slamبسته محکم کردن

غیررسمی/روزمره. به ضربه محکم و بلند به در یا پنجره اشاره دارد؛ می‌تواند جایگزین thud شود وقتی ضربه بلند است نه گرفته.

Informal/common. Implies a loud, forceful hit often with a door or window; can replace 'thud' when the impact is loud but not when it is dull or muffled.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000