بازگشت

token

to·ken/ˈtoʊkən/
tokena symbol or sign representing something
1noun (اسم)common
plural (جمع): tokens
نشانهتوکنسکه یادگاری

شیء کوچکی که به عنوان نماد، نشانه یا مدرکی از چیزی مانند رأی یا پرداخت استفاده می‌شود.

A small object used as a symbol, sign, or proof of something, such as a vote or payment.

«او به من نشانه‌ای از قدردانی داد.»

She gave me a token of appreciation.

«این سکه توکنی برای بازی‌های تفریحی است.»

This coin is a token for the arcade.

تفاوت با واژه‌های مشابه
symbolنماد

متداول. وقتی چیزی نمایانگر ایده یا شیء باشد با token قابل تعویض است؛ مثلاً قلب نماد عشق است که می‌توان آن را توکن علاقه نامید.

Common. Interchangeable with 'token' when referring to something representing an idea or object. For example, a heart is a symbol of love, which can also be called a token of affection.

badgeعلامت

متداول. وقتی منظور نماد یا نشانه است، مثلاً توکن عضویت باشگاه، می‌تواند به جای آن علامت گفته شود.

Common. Can replace 'token' when referring to an emblem or insignia, e.g., a token of membership in a club can also be called a badge.

متضادها
2noun (اسم)technical
plural (جمع): tokens
توکن (کامپیوتری)رمز دسترسی

قطعه‌ای از داده که در سیستم‌های کامپیوتری برای شناسایی یا احراز هویت استفاده می‌شود، مانند توکن‌های دسترسی.

A piece of data used in computer systems for identification or authentication, such as access tokens.

«سیستم برای ورود به توکن امنیتی نیاز دارد.»

The system requires a security token to log in.

«به او توکن دسترسی به شبکه داده شد.»

She was given an access token for the network.

تفاوت با واژه‌های مشابه
keyکلید

فنی. معمولاً در محیط‌های کامپیوتری به جای توکن برای عناصر احراز هویت دیجیتال استفاده می‌شود.

Technical. Often used interchangeably in computing contexts when referring to digital authentication elements.

credentialمدرک احراز هویت

رسمی/فنی. در زمینه احراز هویت گاهی با توکن به جای هم استفاده می‌شود.

Formal/technical. Used interchangeably with token in the context of authentication.

3adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more tokensuperlative (عالی): most token
نمایشینمادینتشریفاتی

کاری که به صورت نمادین انجام می‌شود اما معمولاً تأثیر واقعی یا قصد جدی ندارد.

Done as a symbolic gesture but often without real effect or intention.

«آنها یک عذرخواهی نمایشی کردند اما واقعاً منظورشان این نبود.»

They gave a token apology but didn’t mean it.

«تلاش آنها بیشتر نمایشی برای نجات جنگل بود.»

It was a token effort to save the forest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
symbolicنمادین

متداول. وقتی منظور کارهایی است که بیشتر جنبه تشریفاتی دارند، به طور کامل قابل جایگزینی است.

Common. Fully interchangeable when referring to actions done mainly for form rather than effect.

ceremonialتشریفاتی

رسمی. زمانی که جنبه رسمی یا آیینی مدنظر است استفاده می‌شود، در مواردی مانند 'تصویب تشریفاتی' جایگزین مناسب است.

Formal. Used when emphasizing formal or ritual nature of the action, often interchangeable in contexts like 'token approval'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000