warning

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

warn·ing/ˈwɔːrnɪŋ/
warnto inform about danger or risk-ingforming noun or gerund
1noun (اسم)commonplural (جمع): warnings

اسم — هشدار

هشدارتذکر

صحبتی یا نشانه‌ای که کسی را از خطر یا مشکل احتمالی آگاه می‌کند.

A statement or signal that alerts someone of possible danger or problems.

«او درباره زمین لغزنده به من هشدار داد.»

He gave me a warning about the slippery floor.

«تابلوی هشدار روی در کاملاً قابل دیدن بود.»

The warning sign was clearly visible on the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alertاخطار

رایج است. وقتی تأکید بر هشدار فوری باشد جایگزین warning می‌شود — مثل flood alert.

Common. Can replace 'warning' when emphasizing urgent caution — 'a flood alert' works similarly.

cautionاحتیاط

رایج/رسمی. وقتی منظور توصیه به مواظبت است جایگزین warning می‌شود — مثل caution sign اما برای تذکرهای جدی نیست.

Common/formal. Can substitute 'warning' in contexts advising care — 'a caution sign' fits but not for reprimands.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): warningersuperlative (عالی): warningest

صفت — هشداردهنده

هشداردهندهاخطاری

به منظور هشدار دادن یا اعلام خطر.

Serving to give a warning or notice of danger or caution.

«آنها اطلاعیه هشدار قبل از طوفان صادر کردند.»

They issued a warning notice before the storm.

«نور چشمک‌زن یک علامت هشدار است.»

The flashing light is a warning signal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cautionaryاحتیاطی

رسمی. بیشتر در نوشته‌ها یا سخنرانی‌های رسمی درباره هشدارهای کاربردی یا اخلاقی.

Formal. Used mostly in written or formal speech about warnings with a moral or practical purpose.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000