work together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

work to·geth·er/wɜːrk təˈɡeðər/
workto perform a task or jobtogetherin cooperation or joint action
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — همکاری کردن

همکاری کردنبا هم کار کردن

با دیگران همکاری کردن تا به هدف مشترک برسند.

To cooperate or collaborate with others to achieve a shared goal.

«تیم‌ها با هم همکاری کردند تا پروژه را به موقع تمام کنند.»

The teams worked together to finish the project on time.

«باید برای حل این مشکل با هم کار کنیم.»

We need to work together to solve this problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collaborateهمکاری کردن

رسمی. بیشتر در زمینه‌های حرفه‌ای یا خلاقانه به جای work together استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'work together' mainly in professional or creative contexts — 'They collaborated on the project' works the same while 'We work together' is more general.

cooperateهمکاری کردن

رسمی. بیشتر در موقعیت‌های رسمی یا سازمان‌یافته به جای work together کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable in contexts involving mutual assistance, especially in official or organized settings — less used for casual ongoing teamwork.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000