بازگشت

affair

af·fair/əˈfɛər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): affairs
ماجراموضوعحادثه

یک رویداد یا موقعیت که معمولاً توجه عمومی را جلب می‌کند یا اهمیت دارد.

An event or situation, often involving public interest or importance.

«آن رسوائی به موضوعی عمومی تبدیل شد.»

The scandal became a public affair.

«شب گذشته خیریه یک مراسم رسمی برگزار کرد.»

The charity held a formal affair last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eventرویداد

روزمره. برای هر رخداد برنامه‌ریزی‌شده یا غیر برنامه‌ریزی‌شده کاربرد دارد؛ اما affair معمولاً پیچیدگی یا اهمیت دارد. مثلا 'a social affair' صحیح است، اما 'a sports event' نه.

Common. Can be used for any planned or unplanned occurrence, but 'affair' often implies some complexity or importance — 'a social affair' works, 'a sports event' would not use 'affair'.

matterموضوع

روزمره. بر موضوع یا مسئله تاکید دارد. در زمینه‌های رسمی یا حقوقی می‌تواند جایگزین affair شود، اما در مکالمه کمتر کاربرد دارد.

Common. Emphasizes a subject or issue of concern. Interchangeable with 'affair' in formal or legal contexts, less so in casual talk.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): affairs
رابطه عاشقانهماجرای عشقیخیانت

رابطه عاشقانه یا جنسی، به ویژه رابطه مخفی یا غیرقانونی.

A romantic or sexual relationship, especially a secret or illicit one.

«وقتی که او متاهل بود، رابطه مخفی داشتند.»

They had an affair while he was married.

«او رابطه را به خاطر احساس گناه پایان داد.»

She ended the affair because she felt guilty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
romanceعشق‌بازی

روزمره. اشاره به روابط عاشقانه به طور کلی با بار مثبت دارد؛ برخلاف affair برای روابط مخفی یا غیرقانونی به کار نمی‌رود.

Common. Refers broadly to romantic relationships, usually positive and consensual. Not typically used for secret or illicit relations as 'affair' is.

liaisonارتباط عاشقانه

رسمی. معمولاً به ارتباط مخفی یا غیرقانونی اشاره دارد و کمی رسمی‌تر از affair است، گاهی در زمینه‌های دیپلماتیک یا ادبی استفاده می‌شود.

Formal. Often refers to secret or illicit romantic or sexual contact. More formal than 'affair' and sometimes used in diplomatic or literary contexts.

متضادها
3noun (اسم)common
امورکارهاموضوعات

امور کاری یا شخصی؛ موضوعات یا فعالیت‌های مربوط به کسی.

Business or personal matters; concerns or activities of someone.

«او همه امور مالی شرکت را مدیریت می‌کند.»

He handles all the financial affairs of the company.

«امور شخصی باید خصوصی نگه داشته شوند.»

Personal affairs should be kept private.

تفاوت با واژه‌های مشابه
businessکسب‌وکار

روزمره. به فعالیت کاری یا تجاری اشاره دارد. در بعضی زمینه‌ها به جای affair می‌آید، خصوصاً رسمی، ولی affair گسترده‌تر و شامل امور شخصی هم هست.

Common. Refers broadly to work or commercial activity. Can replace 'affair' in some contexts, especially formal, but 'affair' is wider, including personal matters.

concernموضوع

روزمره. بر موضوعات مورد توجه یا نگرانی تاکید دارد و هنگام اشاره به موضوعی که شخصی با آن درگیر است، می‌تواند جایگزین affair شود.

Common. Focuses on matters of interest or worry. Can be interchangeable with 'affair' when indicating what someone is involved with.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000