back of one's hand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæk əv wʌnz hænd/
phrase (عبارت)common

عبارت — پشت دست

پشت دستمثل کف دست شناختن

سطح بیرونی دست؛ همچنین در تعبیرِ شناختن کاملِ چیزی به کار می‌رود.

The outer surface of a hand; also used in the idiom know like the back of one's hand.

«پشه پشت دستم را نیش زد.»

A mosquito bit the back of my hand.

«او این شهر را مثل کف دستش می‌شناسد.»

She knows this town like the back of her hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000