beat the odds

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/biːt ði ɑːdz/
phrase (عبارت)common

عبارت — بر خلاف احتمال موفق شدن

بر خلاف احتمال موفق شدنبر ناممکن‌ها غلبه کردن

یعنی با وجود احتمال کم، موفق شدن یا جان سالم به در بردن.

To succeed or survive despite an unlikely chance of doing so.

«او برخلاف انتظار کاملاً بهبود یافت.»

She beat the odds and recovered fully.

«تیم کوچک برخلاف پیش‌بینی‌ها برنده شد.»

The small team beat the odds and won.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000