become involved (with/in)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come in·volved/bɪˈkʌm ɪnˈvɒlvd/
phrase (عبارت)common

عبارت — درگیر شدن با

درگیر شدن باواردِ کاری شدنمشارکت پیدا کردن در

وارد یک فعالیت، موقعیت یا رابطه شدن و در آن نقش گرفتن.

To start taking part in an activity, situation, or relationship.

«او وارد سیاست محلی شد.»

She became involved in local politics.

«وارد آن اختلاف نشو.»

Don't become involved with that dispute.

تفاوت با واژه‌های مشابه
participateمشارکت کردن

رسمی است. برای فعالیت‌ها می‌تواند جای این عبارت بیاید: participate in the project درست است، اما معمولاً برای رابطه‌های شخصی به کار نمی‌رود. وقتی مشارکت سازمان‌یافته مدنظر است از آن استفاده می‌شود.

Formal. It can replace this phrase for activities: 'participate in the project' works, but not usually for personal relationships. Use it when emphasizing organized involvement.

engageدرگیر شدن

رسمی است. در بحث یا کار می‌تواند جای این عبارت بیاید: engage in research درست است، اما برای مسائل خانوادگی طبیعی‌تر نیست. برای درگیری آگاهانه و فعال به کار می‌رود.

Formal. It can replace this phrase in discussions or work: 'engage in research' works, but it sounds less natural for family matters. Choose it for deliberate, active involvement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000