1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): bettersuperlative (عالی): best
صفت — بهتر
بهترمرغوبتر
از نوع یا کیفیتی عالیتر یا مطلوبتر.
Of a more excellent or effective type or quality.
«این کیک خیلی بهتر است.»
“This cake is much better.”
«حالا احساس بهتری دارم.»
“I feel better now.”
تفاوت با واژههای مشابه
superior— برتر. رسمی. 'برتر' اغلب به یک سلسله مراتب واضح یا استاندارد ثابت برتری اشاره دارد، رسمیتر از 'بهتر'. 'یک محصول برتر' یک بیان قطعیتری از کیفیت نسبت به 'یک محصول بهتر' است.
improved— بهبود یافته. رایج. 'بهبود یافته' به طور خاص به معنای ساخته شده یا بهتر شده است، که بر فرآیند تغییر تاکید دارد. 'نسخه بهبود یافته' مستقیماً به ارتقاء اشاره دارد. 'بهتر' میتواند حالت را بدون اشاره به تغییر توصیف کند.
متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): goodposition (جایگاه): end
قید — بهتر
بهتربیشتر
تا حد بیشتری؛ مؤثرتر یا با مزیتتر.
To a greater degree; more effectively or advantageously.
«او بهتر از او میخواند.»
“She sings better than him.”
«شما باید بهتر بدانید.»
“You should know better.”
متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): betteredpast participle (مفعولی): bettered-ing (حال): bettering3rd (سوم): betters
فعل — بهبود بخشیدن
بهبود بخشیدنبرتری یافتن
بهبود بخشیدن؛ در برتری پیشی گرفتن.
To improve upon; to surpass in excellence.
«او امیدوار بود رکورد قبلی خود را بهبود بخشد.»
“He hoped to better his previous record.”
«ما باید دائماً خودمان را بهبود ببخشیم.»
“We must constantly better ourselves.”
تفاوت با واژههای مشابه
improve— بهبود دادن. رایج. 'بهبود دادن' به معنای بهتر کردن یا بهتر شدن است که بر فرآیند تمرکز دارد. 'بهتر کردن' به عنوان فعل به معنای *پیشی گرفتن* یا *ارتقا دادن* چیزی است که از قبل وجود دارد. 'او میخواهد مهارتهایش را بهبود بخشد' در مقابل 'او میخواهد امتیاز حریفش را بهتر کند'.
surpass— پیشی گرفتن. رسمی. 'پیشی گرفتن' صراحتاً به معنای فراتر رفتن یا بزرگتر بودن از چیزی است، اغلب در رقابت. 'او از همه انتظارات پیشی گرفت' روشی رسمیتر برای گفتن 'او همه انتظارات را بهتر کرد' است.