bone-deep

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈboʊnˈdiːp/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more bone-deepsuperlative (عالی): most bone-deep

صفت — عمیق و وجودی

عمیق و وجودیتا مغز استخوان

چنان عمیق که گویی تمام وجود آدم را فرا گرفته است.

Felt or rooted very deeply throughout one's whole being.

«پس از سفر، خستگی عمیقی تمام وجودش را گرفت.»

After the journey, she felt bone-deep exhaustion.

«ترس از شکست تا عمق وجودش ریشه داشت.»

He carried a bone-deep fear of failure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000