box the compass

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

box the com·pass/bɑːks ðə ˈkʌmpəs/
1phrase (عبارت)technical

عبارت — جهت‌های قطب‌نما را از بر گفتن

جهت‌های قطب‌نما را از بر گفتن

نام جهت‌های قطب‌نما را به‌ترتیب، به‌طور سنتی در هر دو جهت، از بر خواندن.

To recite the compass points in order, traditionally in both directions.

«هر ملوان جوانی یاد می‌گرفت جهت‌های قطب‌نما را از بر بگوید.»

Every young sailor learned to box the compass.

«مربی از او خواست جهت‌های قطب‌نما را برعکس از بر بگوید.»

The instructor asked her to box the compass backward.

2phrase (عبارت)dated

عبارت — صدوهشتاد درجه تغییر موضع دادن

صدوهشتاد درجه تغییر موضع دادنکاملاً تغییر عقیده دادن

موضع یا نظر خود را کاملاً برعکس کردن.

To reverse one's position or opinion completely.

«سناتور دربارهٔ اصلاح مالیات کاملاً تغییر موضع داد.»

The senator boxed the compass on tax reform.

«کمیته ظرف یک هفته موضعش را صدوهشتاد درجه تغییر داده بود.»

Within a week, the committee had boxed the compass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000