caved-in
فروریخته به داخل؛ گودرفته یا شکسته شده.
Having collapsed inwards; sunken or broken down.
«دهانه چاه معدن قدیمی فروریخته بود.»
“The old mine shaft was caved-in.”
«گونههایش از بیماری گود رفته بود.»
“His cheeks were caved-in from illness.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'Collapsed' اصطلاحی عمومی برای چیزی است که افتاده یا فرو ریخته است. 'Caved-in' به طور خاص به فروریختن به داخل، اغلب یک سازه یا سطح، اشاره دارد.
Common. 'Collapsed' is a general term for something that has fallen down or in. 'Caved-in' specifically implies an inward collapse, often of a structure or surface.
رایج. 'Sunken' چیزی را توصیف میکند که به سطح پایینتری افتاده یا توخالی به نظر میرسد. اغلب برای چشمها یا گونهها به کار میرود، در حالی که 'caved-in' ممکن است سقفی یا زمین را توصیف کند.
Common. 'Sunken' describes something that has fallen to a lower level or appears hollow. It often applies to eyes or cheeks, while 'caved-in' might describe a roof or ground.
متضادها
در برابر فشار یا درخواست تسلیم شدن یا کوتاه آمدن، به ویژه پس از مقاومت.
To yield or give in to pressure or a request, especially after resistance.
«دولت در برابر فشار عمومی کوتاه آمد.»
“The government caved in to public pressure.”
«او بالاخره تسلیم شد و با خواستههایشان موافقت کرد.»
“He finally caved in and agreed to their demands.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. 'Yield' کلیتر است و میتواند به معنای کوتاه آمدن در برابر نیرو یا فشار باشد. 'Cave in' اغلب به معنای تسلیم شدن در برابر یک درخواست یا استدلال است.
Formal. 'Yield' is more general and can mean to give way to force or pressure. 'Cave in' often implies giving in to a demand or argument.
رسمی/آکادمیک. 'Concede' اغلب به معنای پذیرش شکست یا دادن امتیاز در یک بحث است. 'Cave in' بیشتر در مورد دست کشیدن از مقاومت در برابر یک خواسته است.
Formal/Academic. 'Concede' often means to admit defeat or to grant a point in an argument. 'Cave in' is more about giving up resistance to a demand.