closely associated (with)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

close·ly as·so·ci·at·ed/ˈkloʊsli əˈsoʊsieɪtɪd/
phrase (عبارت)formal

عبارت — ارتباط نزدیک داشتن با

ارتباط نزدیک داشتن بابه‌طور نزدیک مرتبط بودن با

در واقعیت یا در ذهن مردم، ارتباطی محکم با کسی یا چیزی داشتن.

Strongly connected in people's minds or in fact with someone or something.

«این رنگ پیوند نزدیکی با صلح دارد.»

This colour is closely associated with peace.

«این برند با کیفیت شناخته می‌شود.»

The brand is closely associated with quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectedمرتبط

روزمره. در جمله‌های ساده‌ای مانند «این بیماری با سیگار کشیدن مرتبط است» می‌تواند جایگزین شود، اما بر پیوند شناخته‌شده یا قوی کمتر تأکید می‌کند. در گفت‌وگوی عمومی و کم‌رسمی‌تر به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'closely associated' in simple statements such as 'the disease is connected with smoking', but it is less precise about a well-known or strong association. Choose it in less formal general discussion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000