closely linked (to, with)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

close·ly linked/ˈkloʊsli lɪŋkt/
phrase (عبارت)common

عبارت — ارتباط تنگاتنگ داشتن با

ارتباط تنگاتنگ داشتن باپیوند محکم داشتن با

به‌طور محکم با چیزی مرتبط بودن، به‌ویژه وقتی یکی بر دیگری اثر می‌گذارد یا آن را توضیح می‌دهد.

Strongly related, especially because one thing affects or explains another.

«موفقیت ارتباط تنگاتنگی با آمادگی دارد.»

Success is closely linked to preparation.

«این دو نشانه پیوند محکمی با هم دارند.»

The two symptoms are closely linked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interrelatedبه‌هم‌مرتبط

رسمی. وقتی چند چیز بر هم اثر می‌گذارند می‌تواند جایگزین این عبارت باشد، مثل «مشکل‌ها به‌هم‌مرتبط‌اند»، اما برای یک علت و یک نتیجهٔ مستقیم طبیعی‌تر نیست. برای شبکه‌ای از رابطه‌های دوسویه به کار می‌رود.

Formal. It can replace 'closely linked' when several things affect one another, as in 'the problems are interrelated', but it is less natural for one direct cause and one result. Choose it for a network of mutual relationships.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000