closely related (to)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

close·ly re·lat·ed/ˈkloʊsli rɪˈleɪtɪd/
1phrase (عبارت)common

عبارت — خویشاوند نزدیک بودن با

خویشاوند نزدیک بودن بانسبت فامیلی نزدیک داشتن با

از راه خانواده با کسی خویشاوندی نزدیک داشتن.

Connected by family ties, especially as near relatives.

«او با مادرم خویشاوندی نزدیکی دارد.»

She is closely related to my mother.

«این برادران خویشاوندان نزدیکی هستند.»

The brothers are closely related.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kinخویشاوند

رسمی/ادبی. می‌تواند به اعضای خانواده اشاره کند، مثل «آن‌ها خویشاوندند»، اما معمولاً پیش از نام شخص جایگزین این عبارت نمی‌شود. وقتی می‌خواهیم خویشاوندی را نام ببریم، نه درجه‌اش را، به کار می‌رود.

Formal/literary. It can refer to family members, as in 'they are kin', but it cannot normally replace 'closely related to' before a person's name. Choose it when naming a family connection rather than describing its degree.

متضادها
2phrase (عبارت)common

عبارت — ارتباط نزدیک داشتن با

ارتباط نزدیک داشتن باشباهت زیادی داشتن با

از نظر موضوع، منشأ یا معنا شباهت و ارتباط زیادی با چیزی داشتن.

Having a strong similarity or connection in subject, origin, or meaning.

«این زبان‌ها ارتباط نزدیکی با هم دارند.»

These languages are closely related.

«این موضوع ارتباط نزدیکی با آموزش دارد.»

The topic is closely related to education.

تفاوت با واژه‌های مشابه
similarمشابه

روزمره. وقتی دو چیز شبیه هم به نظر می‌رسند یا کار می‌کنند می‌تواند جایگزین شود، مثل «روش‌ها مشابه‌اند»، اما همیشه منشأ یا موضوع مشترک را نمی‌رساند. برای شباهت ساده به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'closely related' when two things look or work alike, as in 'the methods are similar', but it does not always indicate a shared origin or subject. Choose it for straightforward resemblance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000