بازگشت

divider

di·vid·er/dɪˈvaɪdər/
divideto separate into parts-erone who does the action
1noun (اسم)common
plural (جمع): dividers
جداکنندهپارتیشنتقسیم‌کننده

شیئی که برای جدا کردن یا تقسیم فضاها و اشیاء به کار می‌رود.

An object used to separate or partition spaces or items.

«او یک جداکننده بین دو میز قرار داد.»

She placed a divider between the two desks.

«کتابخانه به عنوان جداکننده‌ی اتاق عمل می‌کند.»

The bookshelf acts as a room divider.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partitionپارتیشن

رسمی. برای ساختاری که فضاها را در اتاق یا ساختمان جدا می‌کند به کار می‌رود؛ در زمینه ساختمان با 'divider' قابل تعویض است.

Formal. Refers to a structure dividing spaces in a room or building; interchangeable with 'divider' in architectural contexts.

separatorجداکننده

رایج/فنی. برای تجهیزات یا ابزارهایی که قسمت‌ها را به صورت فیزیکی یا مفهومی جدا می‌کنند به کار می‌رود؛ در زمینه‌های فنی قابل تعویض است.

Common/technical. Used for devices or tools that separate parts physically or conceptually; interchangeable in technical or mechanical contexts.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): dividers
پرگارخط‌کش تقسیم‌بندی

ابزاری که در ریاضیات یا نقشه‌کشی برای اندازه‌گیری یا ترسیم دایره‌ها و فاصله‌های دقیق استفاده می‌شود.

A tool used in mathematics or drafting for measuring or drawing precise circles and distances.

«از پرگار برای کشیدن دایره‌ای کامل استفاده کن.»

Use the divider to draw a perfect circle.

«مهندس پرگار را برای دقت تنظیم کرد.»

The engineer adjusted the divider for accuracy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compassپرگار

رایج. به طور خاص به ابزاری برای ترسیم دایره گفته می‌شود؛ در نقشه‌کشی گاهی با 'divider' قابل تعویض است اما در معنای عمومی جداکردن نه.

Common. Specifically refers to the tool for drawing circles; often interchangeable with 'divider' in technical drawing but not in general separation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000