بازگشت

favor

fa·vor/ˈfeɪvər/
favorto regard positively or give preference
1noun (اسم)common
plural (جمع): favors
محبتلطفخدمت

یک عمل محبت‌آمیز یا کمک فردی که برای دیگری انجام می‌شود.

An act of kindness or a helpful gesture done for someone.

«می‌توانی لطف کنی و نمک را بدهی؟»

Can you do me a favor and pass the salt?

«او از دوستش لطف خواست.»

She asked for a favor from her friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kindnessمهربانی

رایج. وقتی تأکید روی ماهیت مهربانانه باشد جایگزین favor می‌شود — «او مهربانی نشان داد» درست است ولی «او لطف کرد» مشخص‌تر است.

Common. Can replace 'favor' when emphasizing the kind nature of an act — 'She showed kindness' works, 'She did a favor' is more specific.

helpکمک

رایج. وقتی تمرکز روی یاری باشد می‌تواند جایگزین favor شود — «می‌توانی کمکم کنی؟» اما همیشه در درخواست رسمی مساوی نیست.

Common. Can replace 'favor' when the focus is on assistance — 'Can you help me?' but not always interchangeable in formal requests for favors.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): favoredpast participle (مفعولی): favored-ing (حال): favoring3rd (سوم): favors
محبت کردنطرفداری کردنبرتری دادن

برتری دادن یا با محبت و تأیید ویژه رفتار کردن نسبت به کسی یا چیزی.

To prefer or treat someone or something with special kindness or approval.

«کمیته از پیشنهاد جدید حمایت می‌کند.»

The committee favors the new proposal.

«او همیشه فرزند کوچک‌ترش را ترجیح می‌دهد.»

He always favors his youngest child.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preferترجیح دادن

رسمی/رایج. در مواردی که تمایل نشان داده می‌شود جایگزین favor می‌شود — «این گزینه را ترجیح می‌دهم» درست است ولی favor حمایت فعال‌تر نشان می‌دهد.

Formal/common. Can replace 'favor' when indicating preference — 'I prefer this option' fits but 'I favor this option' suggests more active support.

supportحمایت کردن

رایج. وقتی منظور حمایت از ایده یا شخص باشد جایگزین favor می‌شود — «من از این طرح حمایت می‌کنم» ولی برای عمل‌های شخصی نیست.

Common. Can replace 'favor' when indicating backing an idea or person — 'I support this plan' but not for personal acts of kindness.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): favors
هدیه یادبودسوغات

هدیه کوچک یا نشانه‌ای که با هدف ابراز محبت یا یادبود در جشن‌ها داده می‌شود.

A small gift or token given as a gesture of goodwill, often at celebrations.

«مهمانان پس از مراسم هدیه یادبود گرفتند.»

Guests received wedding favors after the ceremony.

«برای تشکر به همگی هدیه کوچکی داد.»

She gave out small favors to thank everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
giftهدیه

رایج. وقتی به هدیه اشاره دارد جایگزین favor می‌شود — «هدیه عروسی» مخصوصاً هدیه کوچک مراسم است.

Common. Can replace 'favor' when referring to a present — 'wedding favor' specifically means a small gift at weddings.

tokenنشانه

رسمی. بیشتر معنای سمبلیک دارد ولی در موارد جشن و مراسم تا حدی هم‌معنی favor است.

Formal. More abstract or symbolic than favor but can overlap in ceremonial contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000