fish to fry
/fɪʃ tə fraɪ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — کارهای مهمتر
کارهای مهمترمسئلههای دیگر برای رسیدگی
به کارها یا مسئلههای دیگری گفته میشود که معمولاً مهمترند و باید به آنها رسیدگی شود.
Other, often more important, matters that need attention.
«امروز کارهای مهمتری دارم.»
“I have bigger fish to fry today.”
«او در این بحث منفعتی برای دنبال کردن ندارد.»
“She has no fish to fry in this argument.”