fish to fry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɪʃ tə fraɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارهای مهم‌تر

کارهای مهم‌ترمسئله‌های دیگر برای رسیدگی

به کارها یا مسئله‌های دیگری گفته می‌شود که معمولاً مهم‌ترند و باید به آن‌ها رسیدگی شود.

Other, often more important, matters that need attention.

«امروز کارهای مهم‌تری دارم.»

I have bigger fish to fry today.

«او در این بحث منفعتی برای دنبال کردن ندارد.»

She has no fish to fry in this argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000