force down someone's throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

force down some·one's throat/fɔrs daʊn ˈsʌmwʌnz θroʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — به زور به کسی تحمیل کردن

به زور به کسی تحمیل کردنبه زور خوراندن

کسی را برخلاف میلش وادار به پذیرفتن یا خوردن چیزی کردن.

to make someone accept or consume something unwillingly

«نظراتت را به زور به من تحمیل نکن.»

Don't force your opinions down my throat.

«او دارو را به زور به بچه خوراند.»

She forced the medicine down the child's throat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000