بازگشت

got

/ɡɒt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): gotpast participle (مفعولی): gotten-ing (حال): getting3rd (سوم): gets
بدست آوردگرفتدریافت کرد

شکل گذشته فعل get به معنای بدست آوردن، دریافت کردن یا کسب کردن چیزی.

Past simple of 'get', meaning to obtain, receive, or acquire something.

«دیروز یک گوشی جدید گرفتم.»

I got a new phone yesterday.

«او در امتحان نمره خوبی گرفت.»

She got a good grade on the test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obtainedحاصل کرد/بدست آورد (رسمی‌تر از got و بیشتر برای امور مهم یا رسمی است). مثلاً: He obtained a degree (او مدرک گرفت) ولی برای چیزهای روزمره مانند نامه، got مناسب‌تر است (I got a letter). برای چیزهای غیرمادی مانند احساسات نیز استفاده می‌شود (I got angry). بیشتر برای وقتی که برای رسیدن به چیزی تلاش شده باشد. این کلمه بر فرایند کسب تمرکز دارد و رسمی‌تر است. هرگز برای دریافت ساده یک چیز اتفاقی یا شروع به حس کردن چیزی استفاده نمی‌شود (مثل I got a letter یا I got angry). بر تلاش یا مراحل بدست آوردن تأکید دارد، نه فقط دریافت ساده. در مکالمات روزمره، got بیشتر استفاده می‌شود، مگر اینکه قصد تأکید بر جنبه رسمی یا دشوار بودن کسب چیزی باشد. نمی‌تواند در همه بافت‌های 'got' (مثل become یا arrive) جایگزین شود؛ فقط در معنای 'obtain/acquire'. در بافت‌های رسمی یا علمی. نمی‌تواند جایگزین 'got' در معنای رسیدن یا شدن باشد. مثلاً 'He obtained home' یا 'She obtained tired' اشتباه است. 'He obtained a visa' درست است، به جای 'He got a visa'. اگرچه هر دو در این مورد معنای یکسانی دارند، 'obtained' رسمی‌تر است و بر کسب رسمی یا با تلاش تأکید دارد. 'I got a good deal' معمول‌تر است، 'I obtained a good deal' رسمی‌تر است. این کلمه در معنای 'به دست آوردن' یا 'کسب کردن' اغلب قابل جایگزینی است، اما معمولاً لحنی رسمی‌تر یا کتبی‌تر دارد. برای مثال، 'He obtained a permit' (او مجوز گرفت) معادل رسمی 'He got a permit' است. اما برای چیزهای غیرمادی مثل 'I got tired' (خسته شدم)، نمی‌توان از 'obtained' استفاده کرد. همچنین برای دریافت فیزیکی 'I got a package' نیز می‌توان 'received' را به جای 'obtained' به کار برد.
receivedدریافت کرد/گرفت (روزمره. قابل جایگزینی با 'got' وقتی که بر عمل دریافت کردن چیزی یا تحویل آن تأکید شود.) مثلاً: I received a package (بسته‌ای دریافت کردم) یا I got a package. برای کسب کردن چیزی با تلاش استفاده نمی‌شود. بیشتر بر عمل دریافت، بدون اشاره به چگونگی کسب آن، تمرکز دارد. این کلمه بر دریافت منفعلانه یک چیز تأکید دارد. 'I received a present' کاملاً درست است و نشان می‌دهد هدیه‌ای به شما داده شده است. 'I got a present' نیز درست است اما ممکن است کمی بیشتر بر خود هدیه و داشتن آن تأکید کند. 'Received' در بافت‌های رسمی‌تر (مثل دریافت ایمیل کاری) رایج‌تر است، در حالی که 'got' برای دریافت چیزهای روزمره یا غیررسمی (مثلا got a text message) مناسب‌تر است. در معنای 'دریافت کردن' اغلب قابل جایگزینی است. مثال: 'I received a letter' (نامه‌ای دریافت کردم) به جای 'I got a letter'. اما در سایر معانی 'got' (مانند 'become' یا 'arrive') قابل جایگزینی نیست.
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): gotpast participle (مفعولی): gotten-ing (حال): getting3rd (سوم): gets
رسیدوارد شد

شکل گذشته فعل get به معنای رسیدن یا وارد شدن به مکانی.

Past simple of 'get', meaning to reach or arrive at a place.

«ما زود به فرودگاه رسیدیم.»

We got to the airport early.

«چطور به خانه رسیدی؟»

How did you get home?

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrivedرسید (روزمره. مستقیماً قابل جایگزینی با 'got' وقتی در مورد رسیدن به یک مقصد صحبت می‌کنید.) مثلاً: We arrived home late (ما دیر به خانه رسیدیم) یا We got home late. برای اعلام رسمی (مثلاً پروازها) رایج‌تر است. این کلمه بر نقطه پایانی سفر تأکید دارد. 'The train arrived on time' معمول است. 'The train got on time' نیز قابل فهم است ولی 'arrived' کمی رسمی‌تر و دقیق‌تر است برای برنامه‌ها. 'Arrived' در بافت‌های رسمی‌تر مانند سفر یا برنامه زمانی پروازها کاربرد بیشتری دارد. برای مثال، 'We arrived at the airport' (ما به فرودگاه رسیدیم) کاملاً قابل جایگزینی با 'We got to the airport' است.
reachedرسید (روزمره. قابل جایگزینی با 'got' وقتی تمرکز بر عمل امتداد یافتن به یک مقصد یا دستیابی به آن است.) مثلاً: We reached the summit (ما به قله رسیدیم) که به معنی تلاش است، در حالی که We got to the summit کلی‌تر است. این کلمه اغلب با ایده تلاش یا غلبه بر مانع برای رسیدن به چیزی همراه است. 'He reached the finish line' بر تلاش او برای رسیدن به خط پایان تأکید دارد. 'He got to the finish line' نیز درست است اما فاقد این تأکید بر تلاش است. 'Reached' بیشتر بر تلاش برای رسیدن به یک هدف یا مکان دشوار تأکید دارد، در حالی که 'got' می‌تواند برای هر نوع رسیدنی استفاده شود. برای مثال، 'We reached a decision' (به تصمیمی رسیدیم) در حالی که 'We got a decision' کمی عجیب است. اما برای مکان‌ها، 'We reached the top of the mountain' (به بالای کوه رسیدیم) و 'We got to the top of the mountain' هر دو صحیح هستند.
متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): gotpast participle (مفعولی): gotten-ing (حال): getting3rd (سوم): gets
شدگردید

شکل گذشته فعل get به معنای شدن یا شروع به بودن.

Past simple of 'get', meaning to become or start to be.

«او بعد از پیاده‌روی طولانی خسته شد.»

She got tired after the long walk.

«هوا سریع تاریک شد.»

It got dark quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
becameشد (روزمره. مستقیماً قابل جایگزینی با 'got' وقتی به تغییر حالت یا وضعیت اشاره دارد.) مثلاً: He became angry (او عصبانی شد) یا He got angry. 'Became' ممکن است کمی رسمی‌تر یا قطعی‌تر به نظر برسد. این کلمه تغییر حالت را به صورت رسمی و قطعی بیان می‌کند. 'The weather became cold' معمولاً به معنی یک تغییر پایدارتر است تا 'The weather got cold' که می‌تواند موقتی باشد. 'Became' در بافت‌های رسمی و کتبی بیشتر استفاده می‌شود و اغلب نشان‌دهنده تغییرات مهم یا دائمی‌تر است. برای مثال، 'She became a doctor' (او پزشک شد) که نشان‌دهنده یک تغییر حرفه‌ای مهم است، در حالی که 'She got tired' (او خسته شد) یک تغییر موقت است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000