1verb (فعل)commonpast (گذشته): gavepast participle (مفعولی): given-ing (حال): giving3rd (سوم): gives
فعل — داد
دادتحویل داد
چیزی را به کسی تحویل دادن؛ مالکیت چیزی را منتقل کردن.
To hand over something to someone; to transfer possession of something.
«او دیروز به من کتابی داد.»
“He gave me a book yesterday.”
«آنها ماشین قدیمیشان را به ما دادند.»
“They gave us their old car.”
تفاوت با واژههای مشابه
bestowed— اعطا کرد. رسمی/ادبی. برای هدایا، افتخارات یا عناوین استفاده میشود. مثلاً:
متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): gavepast participle (مفعولی): given-ing (حال): giving3rd (سوم): gives
فعل — فراهم کرد
فراهم کردتولید کرد
چیزی را تولید کردن، تأمین کردن یا فراهم کردن.
To produce, supply, or provide something.
«خورشید به ما گرما داد.»
“The sun gave us warmth.”
«او اجرای خوبی ارائه داد.»
“She gave a good performance.”
تفاوت با واژههای مشابه
provided— فراهم کرد. رسمی. بر در دسترس قرار دادن یا آماده کردن چیزی تأکید دارد. مثلاً: