hang heavy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hang heav·y/hæŋ ˈhɛvi/
phrase (عبارت)literary

عبارت — سنگین بودن

سنگین بودنخفه‌کننده بودن

دربارهٔ فضا یا احساس، سنگین و آکنده از غم یا تنش بودن.

to feel oppressive, sad, or full of tension

«سکوتی سنگین بر اتاق حاکم بود.»

Silence hung heavy in the room.

«خبر بد بر دل همه سنگینی می‌کرد.»

The bad news hung heavy over them.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000