hit the ceiling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hit the ceil·ing/hɪt ðə ˈsiːlɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — از کوره در رفتن

از کوره در رفتنخیلی عصبانی شدنخشمگین شدن

بسیار عصبانی شدن؛ ناگهان و شدیداً از کوره در رفتن.

To become extremely angry; to lose one's temper suddenly and intensely.

«وقتی خسارت را دید، از کوره در رفت.»

When he saw the damage, he hit the ceiling.

«در مورد گلدان شکسته به مادرت نگو، او خیلی عصبانی می‌شود.»

Don't tell your mom about the broken vase, she'll hit the ceiling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rageخشمگین شدن

رایج. به معنای خشم شدید و کنترل‌نشده است. 'او از این خبر خشمگین شد' مشابه 'او از این خبر از کوره در رفت' است.

Common. Implies intense, uncontrolled anger. 'He raged at the news' is similar to 'He hit the ceiling at the news'.

explodeمنفجر شدن (از عصبانیت)

غیررسمی. به صورت استعاری برای توصیف فوران ناگهانی خشم به کار می‌رود. 'او از عصبانیت منفجر شد' مانند 'او از کوره در رفت' است.

Informal. Used metaphorically to describe a sudden outburst of anger. 'He exploded with anger' works like 'He hit the ceiling'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000