hit the bricks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə brɪks/
phrase (عبارت)informal

عبارت — راه افتادن

راه افتادنترک کردن محلرفتن

ترک کردن یک مکان، به ویژه برای رفتن به خانه یا سر کار؛ شروع به راه رفتن کردن.

To leave a place, especially to go home or to work; to start walking.

«دیر وقت است، فکر می‌کنم وقت راه افتادن است.»

It's getting late, I think it's time to hit the bricks.

«بعد از یک روز طولانی، تنها چیزی که می‌خواست این بود که راه بیفتد و به خانه برود.»

After a long day, all she wanted to do was hit the bricks and go home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
departعزیمت کردن

رسمی. می‌تواند به عنوان یک جایگزین رسمی‌تر برای 'hit the bricks' برای ترک یک مکان استفاده شود. 'او به خانه عزیمت کرد' کار می‌کند، اما 'hit the bricks' غیررسمی‌تر است.

Formal. Can be used as a more formal alternative to 'hit the bricks' for leaving a place. 'He departed for home' works, but 'hit the bricks' is more informal.

leaveترک کردن

رایج. یک مترادف کلی برای خروج از یک مکان. 'وقت رفتن است' مشابه 'وقت راه افتادن است' است.

Common. A general synonym for exiting a place. 'It's time to leave' is similar to 'It's time to hit the bricks'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000