hit two targets with one arrow

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hit two tar·gets with one ar·row/hɪt tu ˈtɑrɡəts wɪð wʌn ˈæroʊ/
phrase (عبارت)common

عبارت — با یک تیر دو نشان زدن

با یک تیر دو نشان زدندو هدف را با یک کار رسیدن

با یک کار به دو نتیجه مفید رسیدن.

To achieve two useful results through one action.

«دوچرخه‌سواری تا محل کار با یک تیر دو نشان زدن بود.»

Cycling to work hit two targets with one arrow.

«آن دوره با یک کار به دو هدف رسید.»

The course hit two targets with one arrow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000