hold the ring

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hoʊld ðə rɪŋ/
phrase (عبارت)formal

عبارت — میانجی‌گری کردن

میانجی‌گری کردننظم را حفظ کردن

هنگام حل اختلاف دیگران، نظم را حفظ کردن یا میانجی بی‌طرف بودن.

To keep order or act as a neutral mediator while others settle a dispute.

«رئیس جلسه هنگام مشاجره میانجی‌گری کرد.»

The chair held the ring during the argument.

«باید کسی میان این گروه‌ها میانجی‌گری کند.»

Someone must hold the ring between the groups.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000