hold up
حمایت یا نگه داشتن چیزی به گونهای که سقوط نکند یا در موقعیت خود باقی بماند
to physically support or lift something so it doesn't fall or to keep something in position
«میتوانی این کتاب را برایم نگه داری؟»
“Can you hold up this book for me?”
«ستونها کل ساختمان را نگه میدارند.»
“The pillars hold up the entire building.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/رایج. وقتی به حفظ چیزی از افتادن اشاره میشود قابل جایگزینی است، مثلاً 'تیر سقف را حمایت میکند.'
Formal/common. Interchangeable when referring to physically keeping something from falling, e.g. 'The beam supports the roof.'
متضادها
به تأخیر انداختن یا کند کردن چیزی یا کسی در رخ دادن یا پیشرفت
to delay or slow something or someone from happening or progressing
«ترافیک بیش از یک ساعت ما را به تأخیر انداخت.»
“The traffic held us up for over an hour.”
«به دلیل کمبود بودجه، پروژه به تأخیر افتاد.»
“The project was held up due to lack of funds.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج/رسمی. در موقعیتهای کلی تأخیر یا تعویق جایگزین مناسبی است.
Common/formal. Interchangeable in general contexts involving slowing or postponing an action.
متضادها
سرقت کردن از کسی معمولاً با استفاده یا تهدید به خشونت
to rob someone, usually with the use or threat of violence
«بانک توسط دو مرد نقابدار سرقت شد.»
“The bank was held up by two masked men.”
«دیشب با تهدید اسلحه از او سرقت کردند.»
“He was held up at gunpoint last night.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به اخذ غیرقانونی دارایی با زور اشاره میشود قابل جایگزینی است.
Common. Interchangeable when referring to taking property illegally by force.