immerge

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·merge/ɪˈmɜːrdʒ/
im-intomergeto dip or plunge
verb (فعل)formalpast (گذشته): immergedpast participle (مفعولی): immerged-ing (حال): immerging3rd (سوم): immerges

فعل — غوطه‌ور کردن

غوطه‌ور کردنفرو بردن

وادار کردن به رفتن یا غوطه‌ور شدن در مایع یا محیطی.

To cause to go into or become submerged in a liquid or environment.

«غواص خود را در استخر غوطه‌ور کرد.»

The diver immerged himself in the pool.

«قایق به آرامی زیر امواج فرو رفت.»

The boat slowly immerged beneath the waves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
immerseغوطه‌ور شدن

رایج. کاملاً فرو رفتن یا غوطه‌ور شدن.

Common. To dip or submerge completely.

submergeغرق شدن

رایج. قرار دادن زیر سطح مایع.

Common. To put under the surface of a liquid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000