immediately preceding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·me·di·ate·ly pre·ced·ing/ɪˈmiːdiətli prɪˈsiːdɪŋ/
phrase (عبارت)formal

عبارت — بلافاصله پیش از

بلافاصله پیش ازدرست قبل از

بی‌فاصله پیش از چیزی آمدن یا رخ دادن.

Coming directly before something, without a gap.

«بخشِ بلافاصله پیش از این را ببینید.»

See the immediately preceding section.

«ماه درست قبل از آن آرام بود.»

The immediately preceding month was quiet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000