immediately apparent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·me·di·ate·ly ap·par·ent/ɪˈmiːdiətli əˈpærənt/
phrase (عبارت)common

عبارت — فوراً آشکار

فوراً آشکاربلافاصله معلوم

چیزی که فوراً به چشم می‌آید یا فهمیده می‌شود.

Easy to notice or understand at once.

«تفاوت فوراً آشکار بود.»

The difference was immediately apparent.

«بلافاصله معلوم بود که او خسته است.»

It was immediately apparent that she was tired.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000