irrelevancy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ir·rel·e·van·cy/ˌɪrɪˈlɛvənsi/
ir-negation / notrelevantconnected with the matter-cystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — نامرتبط بودن

نامرتبط بودنبی‌ربطی

حالتی که چیزی به موضوع یا مسئله مربوط نباشد یا اهمیت نداشته باشد

The state or quality of being not related or important to the matter at hand

«اظهارنظر او بی‌ربطی استدلالش را نشان داد.»

His comment showed the irrelevancy of his argument.

«قاضی مدارک را به خاطر بی‌ربط بودنشان رد کرد.»

The judge rejected the evidence due to its irrelevancy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000