بازگشت

keep back

/kiːp bæk/
keepto hold or retainbacktoward the rear or away
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
پیشروی نکردننگه داشتن مخفیانهنگه داشتن به‌صورت ذخیره

جلوگیری کردن از پیشروی یا دیده شدن چیزی یا کسی؛ نگه داشتن چیزی به‌صورت ذخیره و آشکار نکردن آن.

To prevent something or someone from moving forward or being seen; to hold something in reserve and not reveal or share it.

«پلیس جمعیت را از محل حادثه عقب نگه داشت.»

Police kept back the crowd from the accident site.

«او در طول سخنرانی اشک‌هایش را کنترل کرد.»

She kept back her tears during the speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
withholdنگه داشتن، خودداری کردن

رسمی. می‌تواند جایگزین keep back در معنی آشکار نکردن اطلاعات یا احساسات شود؛ کمتر برای نگه داشتن فیزیکی استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'keep back' when meaning not to reveal information or emotions; less used for physical holding. 'She withheld the truth' works, but 'She withheld the crowd' does not.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
نگه داشتن پولصرفه‌جویی کردنذخیره کردن

وجوه یا منابع را به‌صورت ذخیره نگه داشتن و آنها را پرداخت نکردن.

To reserve or retain money or resources and not give them out.

«شرکت مقداری از سود را برای پروژه‌های آینده کنار گذاشت.»

The company kept back some profits for future projects.

«او هر ماه بخشی از حقوقش را پس‌انداز می‌کرد.»

He kept back part of his salary every month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reserveذخیره کردن، نگه داشتن

رسمی. غالباً برای پول یا منابع استفاده می‌شود و شبیه به keep back است.

Formal. Often used in financial or resource contexts similarly to 'keep back'. 'He reserved some money for emergencies' like 'He kept back some money'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000