kick the tires

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɪk ðə ˈtaɪərz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بررسی کردن

بررسی کردنوارسی کردن

چیزی، به‌خصوص خودرو، را پیش از خرید یا استفاده بررسی کردن.

To inspect something, especially a vehicle, before buying or using it.

«پیش از خرید کامیون، آن را بررسی کردم.»

I kicked the tires before buying the truck.

«آن‌ها برای بررسی آمده بودند، نه خرید.»

They came to kick the tires, not to buy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000