like one's life depended on it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

like one's life de·pend·ed on it/laɪk wʌnz laɪf dɪˈpɛndɪd ɑn ɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — با تمام وجود

با تمام وجودبا نهایت فوریت

با فوریت و تلاش بسیار زیاد، انگار که جان آدم به آن وابسته است.

With extreme urgency, effort, or determination.

«او انگار جانش در خطر بود، با تمام توان دوید.»

She ran like her life depended on it.

«او با نهایت جدیت درس خواند.»

He studied like his life depended on it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000