no joy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/noʊ dʒɔɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بی‌فایده بود

بی‌فایده بودنتیجه نداد

پس از تلاش، هیچ موفقیت یا نتیجهٔ مثبتی به دست نیامدن.

No success or positive result, especially after trying.

«به اداره زنگ زدم، اما نتیجه‌ای نداشت.»

I called the office, but no joy.

«اتاق زیرشیروانی را گشتیم، اما چیزی پیدا نکردیم.»

We searched the attic with no joy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000