off-color

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

off-col·or/ˌɔf ˈkʌlər/
off-not quite normalcolorcolour
1adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more off-colorsuperlative (عالی): most off-color

صفت — کمی ناخوش

کمی ناخوشکسالت‌دار

کمی بیمار یا ناخوش است، بدون اینکه لزوماً بیماری جدی داشته باشد.

slightly ill or not feeling well

«تمام روز کمی ناخوش بوده‌ام.»

I have felt off-color all day.

«او بعد از ناهار کمی کسالت‌دار به نظر می‌رسید.»

She looked off-color after lunch.

متضادها
2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more off-colorsuperlative (عالی): most off-color

صفت — نامناسب

نامناسبتوهین‌آمیز

کمی بی‌ادبانه یا احتمالاً توهین‌آمیز است.

slightly rude or likely to offend people

«او سر شام یک شوخی نامناسب کرد.»

He made an off-color joke at dinner.

«مجری از حرف‌های توهین‌آمیز پرهیز کرد.»

The host avoided off-color remarks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000