بازگشت

pack

/pæk/
1verb (فعل)common
past (گذشته): packedpast participle (مفعولی): packed-ing (حال): packing3rd (سوم): packs
بستنچیدنبسته‌بندی کردن

وسایل را در کیف، جعبه یا ظرف دیگری قرار دادن، به ویژه برای سفر یا نگهداری.

To put things into a bag, box, or other container, especially for travel or storage.

«او باید چمدانش را برای سفر ببندد.»

She needs to pack her suitcase for the trip.

«فراموش نکن مسواک خود را برداری.»

Don't forget to pack your toothbrush.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loadبار زدن

روزمره. مشابه 'pack' اما اغلب به قرار دادن مقدار زیادی یا اقلام سنگین در وسیله نقلیه یا ظرف اشاره دارد. 'چیدن چمدان' در مقابل 'بار زدن کامیون'.

Everyday. Similar to 'pack' but often implies placing a large quantity or heavy items into a vehicle or container. 'Pack a suitcase' vs. 'Load a truck'.

stowانبار کردن

رسمی/فنی. چیزی را به شیوه ای منظم، معمولاً در فضای تعیین شده برای نگهداری، کنار گذاشتن. 'بستن ناهار' در مقابل 'قرار دادن چمدان خود در محفظه بالای سر'.

Formal/Technical. To put something away in an orderly fashion, typically in a designated space for storage. 'Pack a lunch' vs. 'Stow your luggage in the overhead compartment'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): packs
بستهپاکت

یک ظرف کوچک مقوایی یا کاغذی، که معمولاً حاوی مقدار مشخصی از چیزی است.

A small cardboard or paper container, typically containing a specific quantity of something.

«او یک بسته آدامس خرید.»

He bought a pack of chewing gum.

«می‌توانید آن بسته شکر را به من بدهید؟»

Could you hand me that pack of sugar?

تفاوت با واژه‌های مشابه
packageبسته

روزمره. اصطلاح کلی‌تر برای اقلامی که برای حمل و نقل یا فروش بسته‌بندی یا جعبه شده‌اند، اغلب بزرگتر. 'یک بسته ورق بازی' در مقابل 'بسته‌ای که توسط پست تحویل داده شد'.

Everyday. More general term for items wrapped or boxed for transport or sale, often larger. 'A pack of cards' vs. 'A package delivered by mail'.

cartonکارتن

روزمره. جعبه‌ای از جنس مقوا، اغلب برای مایعات یا چند عدد از یک کالا. 'یک بسته سیگار' در مقابل 'یک کارتن شیر'.

Everyday. A box made of cardboard, often for liquids or multiples of items. 'A pack of cigarettes' vs. 'A carton of milk'.

3noun (اسم)common
plural (جمع): packs
دستهگله

گروهی از حیوانات وحشی، به ویژه گرگ‌ها، که با هم زندگی و شکار می‌کنند.

A group of wild animals, especially wolves, living and hunting together.

«دسته ای از گرگ‌ها در جنگل شکار می‌کردند.»

A pack of wolves hunted in the forest.

«سگ‌ها به صورت یک دسته حرکت می‌کردند.»

The dogs moved as a pack.

تفاوت با واژه‌های مشابه
herdگله

روزمره. اصطلاح عمومی برای گروه بزرگی از حیوانات، معمولاً پستانداران چرنده مانند گاو یا فیل. 'یک دسته گرگ' در مقابل 'یک گله فیل'.

Everyday. General term for a large group of animals, typically grazing mammals like cattle or elephants. 'A pack of wolves' vs. 'A herd of elephants'.

flockدسته (پرندگان)

روزمره. به طور خاص به گروهی از پرندگان یا گوسفندان اشاره دارد. برای حیوانات گوشتخوار با 'pack' قابل تعویض نیست. 'یک دسته کایوت' در مقابل 'یک دسته پرنده'.

Everyday. Specifically refers to a group of birds or sheep. Not interchangeable with 'pack' for carnivorous animals. 'A pack of coyotes' vs. 'A flock of birds'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000