play the wag

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ ðə wæɡ/
phrase (عبارت)dated

عبارت — شوخی کردن

شوخی کردندلقک‌بازی درآوردن

یعنی نقش شوخ‌طبع را بازی کردن یا شوخی‌های بامزه ساختن.

To act as a joker or make witty jokes.

«او در شام شوخی می‌کرد.»

He played the wag at dinner.

«او دوست دارد نقش آدم شوخ‌طبع را بازی کند.»

She likes to play the wag.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000