probably

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

prob·a·bly/ˈprɒbəbli/
probto test, to prove-ablecapable of-lyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): probableposition (جایگاه): middle

قید — احتمالاً

احتمالاًبه احتمال زیادشاید

به احتمال زیاد اتفاق می‌افتد یا صحیح است؛ با احتمال بالا.

Most likely to happen or be true; with a high probability.

«او احتمالاً دیر می‌رسد.»

She will probably arrive late.

«این احتمالاً بهترین گزینه‌ای است که داریم.»

It's probably the best option we have.

تفاوت با واژه‌های مشابه
likelyمحتمل، احتمالاً. این کلمه به معنای «به احتمال زیاد» است و می‌تواند جایگزین probably شود، اما likely می‌تواند به عنوان صفت نیز به کار رود. «It's likely to rain» خوب است.
presumablyفرضاً، احتمالاً (بر اساس فرض). این کلمه به معنای «با فرض اینکه چیزی درست است» است و کمی رسمی‌تر از probably است. «Presumably, he's busy» کاربرد دارد، یعنی «فرضاً او مشغول است».
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000