بازگشت

rate

/reɪt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): rates
نرخمیزانسرعت

میزان، مقدار یا فراوانی، معمولاً اندازه‌گیری شده در مقایسه با مقدار یا استاندارد دیگر.

A measure, quantity, or frequency, typically one measured against another quantity or standard.

«نرخ بیکاری این سه‌ماهه افزایش یافته است.»

The unemployment rate has increased this quarter.

«ما باید نرخ تورم را در نظر بگیریم.»

We need to consider the rate of inflation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ratioنسبت

رسمی/فنی. 'Ratio' به طور خاص رابطه کمی بین دو مقدار را نشان می‌دهد که تعداد دفعاتی که یکی دیگری را شامل می‌شود یا در آن گنجانده شده است را نشان می‌دهد. 'Rate' اغلب به معنای تغییر در طول زمان یا به ازای واحد است.

Formal/Technical. 'Ratio' specifically indicates the quantitative relation between two amounts, showing the number of times one contains or is contained within the other. 'Rate' often implies change over time or per unit.

percentageدرصد

رایج. نوع خاصی از نرخ است که نسبتی از صد را بیان می‌کند. 'Percentage' زیرمجموعه‌ای از 'rate' است زمانی که مقایسه به صراحت با 100 است.

Common. A specific type of rate that expresses a proportion out of a hundred. 'Percentage' is a subset of 'rate' when the comparison is explicitly to 100.

2noun (اسم)common
plural (جمع): rates
نرختعرفهبها

مبلغ یا پرداختی که در رابطه با چیز دیگری محاسبه می‌شود.

A charge or payment reckoned in relation to some other thing.

«نرخ ساعتی این کار چقدر است؟»

What's the hourly rate for this job?

«هتل برای اقامت‌های طولانی نرخ‌های ویژه ارائه می‌دهد.»

The hotel offers special rates for long stays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
priceقیمت

رایج. 'Price' به مقدار پولی که برای چیزی انتظار می‌رود یا داده می‌شود، اشاره دارد. 'Rate' اغلب برای خدمات یا مصرف مداوم است (مانند نرخ ساعتی، تعرفه‌های تلفن).

Common. 'Price' refers to the amount of money expected or given for something. 'Rate' is often for services or continuous consumption (e.g., hourly rate, phone rates).

feeکارمزد

رایج. 'Fee' پرداختی است که به یک شخص حرفه‌ای یا به یک نهاد حرفه‌ای در ازای مشاوره یا خدمات انجام می‌شود. می‌تواند نوع خاصی از 'rate' باشد.

Common. A 'fee' is a payment made to a professional person or to a professional body in exchange for advice or services. Can be a specific type of 'rate'.

3verb (فعل)common
past (گذشته): ratedpast participle (مفعولی): rated-ing (حال): rating3rd (سوم): rates
ارزیابی کردنامتیاز دادن

به چیزی ارزش یا استاندارد اختصاص دادن؛ ارزش یا کیفیت آن را تخمین زدن.

To assign a value or standard to something; to estimate the worth or quality of.

«مشتریان می‌توانند محصولات را به صورت آنلاین امتیاز دهند.»

Customers can rate products online.

«عملکرد او را چگونه ارزیابی می‌کنید؟»

How would you rate his performance?

تفاوت با واژه‌های مشابه
evaluateارزیابی کردن

رسمی. 'Evaluate' به معنای ارزیابی سیستماتیک و کامل‌تر است، اغلب بر اساس معیارهای خاص، در حالی که 'rate' می‌تواند یک قضاوت ساده‌تر و سریع‌تر باشد.

Formal. 'Evaluate' implies a more systematic and thorough assessment, often against specific criteria, whereas 'rate' can be a simpler, quicker judgment.

assessبرآورد کردن

رسمی. مشابه 'evaluate'، 'assess' به معنای تعیین مقدار، ارزش یا اهمیت چیزی است. اغلب در زمینه‌های رسمی یا تحلیلی استفاده می‌شود.

Formal. Similar to 'evaluate', 'assess' means to determine the amount, value, or importance of something. Often used in official or analytical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000