ride out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/raɪd aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از سر گذراندن

از سر گذراندنتحمل کردن تا پایان

دوره‌ای دشوار را تحمل کردن تا سرانجام بگذرد.

To survive or endure a difficult situation until it ends.

«می‌توانیم این رکود را با هم از سر بگذرانیم.»

We can ride out the recession together.

«قایق طوفان را سالم پشت سر گذاشت.»

The boat rode out the storm safely.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000