rounding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

round·ing/ˈraʊn.dɪŋ/
roundshaped like a circle or curve-ingforms noun or present participle
1noun (اسم)common

اسم — گرد کردن

گرد کردنتقریب

روند نزدیک کردن یک عدد به مقدار دلخواه یا ساده‌سازی آن.

The process of adjusting a number to the nearest desired value.

«گرد کردن برای ساده‌سازی اعداد پیچیده استفاده می‌شود.»

Rounding is used to simplify complex numbers.

«گرد کردن ۴٫۷ به ۵ در محاسبات رایج است.»

The rounding of 4.7 to 5 is common in calculations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
approximationتقریب

رسمی. وقتی بخواهیم به ناقص بودن مقدار اشاره کنیم استفاده می‌شود ولی برای بیان فرآیند ریاضی گرد کردن همیشه قابل جایگزینی نیست.

Formal. Used when highlighting the inexact nature of a value, but not interchangeable when referring specifically to mathematical rounding procedures.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): roundedpast participle (مفعولی): rounded-ing (حال): rounding3rd (سوم): rounds

فعل — گرد کردن

گرد کردندایره‌ای کردن

عمل صاف یا گرد کردن چیزی به شکل دایره یا منحنی.

The action of making something curved or circular.

«آن‌ها لبه‌های میز را گرد می‌کنند.»

They are rounding the edges of the table.

«نجار قطعه چوبی را گرد می‌کند.»

The carpenter is rounding the wooden piece.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curveخم کردن

رایج. وقتی بخواهیم به خم کردن شکل تأکید کنیم استفاده می‌شود ولی همیشه برای بیان گرد کردن دقیق مناسب نیست.

Common. Used when emphasizing making a shape curved, but not always interchangeable when referring to precise rounding shapes.

متضادها
3noun (اسم)formalplural (جمع): roundings

اسم — ویزیت بیمار

ویزیت بیماربازدید دوره‌ای

دیداری که پزشکان یا استادان در مراکز درمانی یا آموزشی برای بررسی وضعیت بیماران یا دانش‌آموزان انجام می‌دهند.

A social visit to see patients or students in a hospital or school setting.

«پزشکان هر صبح ویزیت بیماران را انجام می‌دهند.»

Doctors do their rounds every morning.

«پرستار در طول ویزیت همراه پزشک بود.»

The nurse accompanied the doctor during the rounding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
visitبازدید

رایج. واژه‌ای عمومی برای هر گونه بازدید است ولی rounding مخصوص محیط‌های بیمارستانی یا تخصصی است.

Common. General term for any visit, but 'rounding' is specific to hospital or professional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000